روانشناسي جرم و جنايت
1. کليات: تجهيزات روحي-معنوي انسان
درست مثل سلامتي، داشتن تجهيزات روحي و معنوي طبيعي نيز يک نعمت است. وقتي فرد از اين جنبه دچار نقصان باشد، ممکن است مرتکب جرم و جنايت شود.
تجهيزات معنوي انسان شامل موارد زير است:
الف) انگيزش هاي طبيعي يا غريزه
انسان با غرايز مختلف به دنيا مي آيد که همه آنها براي حفظ و بقاي خود او و همنوعانش است
اين غرايز در افراد مختلف در شدت ها و قدرت هاي مختلف ديده مي شود؛ به طوريکه در يک انسان يک غريزه شديدتر از ساير انسانهاست يا ترکيبي از غرايز قوي و ضعيف در يک فرد ديده مي شود.
در اکثر افراد اين غرايز به طريقي طبيعي ارضاء مي شود؛ مثلاً وقتي فرد گرسنه است، غذا مي خورد، وقتي تشنه است، آب مي نوشد. اما گاهي اوقات يک غريزه به طور غيرطبيعي قوي است، طوريکه فرد قادر به ارضاء آن نيست. اينجاست که ممکن است جرم و جنايت اتفاق بيفتد.
مهمترين غرايزي که در همه افراد وجود دارد، عبارتند از:
- غريزه غذايي (گرسنگي): که گرسنگي و تشنگي شما را تعيين مي کند. اين غريزه اگر بيش از حد گسترده شود يا برطرف نشود، ممکن است منجر به دزدي شود.
- غريزه جنسي: که غريزه توليد مثل و تشکيل خانواده است. انحرافات اين غريزه مي تواند منجر به تجاوز جنسي، فاحشگي، همجنس بازي و از اين قبيل شود.
- غريزه جمع گراي: اين غريزه ميل به جمع شدن در گروه ها، عضوي از يک خانواده يا مليت بودن است. اگر کودک در خانواده طرد شود، براي ارضاي اين نياز خود ممکن است عضو گروه ها و دسته هاي خلاف شود.
- غريزه فعاليت: انسان بايد هميشه مشغول باشد. به همين دليل است که به سراغ کار و فعاليت مي رود. انسان وقتي غيرفعال و بيکار باشد، خسته مي شود و دنبال کاري براي خود مي گردد که ممکن است سرانجام به او زيان برساند.
- غريزه ابراز وجود: همه انسانها دوست دارند مورد تحسين و تمجيد قرار گيرند و به موفقيت و شهرت دست پيدا کنند. وقتي کسي به او توجه نکند، سعي مي کند توجه ديگران را جلب کند، با کارهايي مثل فرار از خانه، دزديدن يک ماشين و از اين قبيل.
*اين غرايز با اينکه کاملاً قابل تشخيص از هم هستند اما هيچوقت نمي توان آنها را از هم جدا کرد. بين آنهاي ک رابطه متقابل بسيار قوي است که شخصيت فرد را تشکيل مي دهد و تا حد زيادي روي رفتارهاي او اثر مي گذارد.
ب) خلق و خو
خلق و خو نشاندهنده سير انرژي روحي-معنوي است و در رفتارهاي فرد کاملاً قابل مشاهده است. مي توان از آن با شخصيت فرد نيز ياد کرد. درنتيجه مي توان گفت که برخي افراد تندخو و برخي ديگر مهربان و خوش اخلاق هستند؛ برخي صحبت کردن با ديگران را دوست داشته و راحت دوست پيدا مي کنند، در حاليکه بعضي ديگر محافظه کار ترند. رفتار و منش هرکس خلق و خوي او را نشان مي دهد. بين مجرمين و جنايتکاران معمولاً عدم ثبات اخلاقي به چشم مي خورد.
ج) احساسات
احساس معمولاً درنتيجه چيزي که مي بينيد، مي شنويد يا درمورد آن فکر مي کنيد به وجود مي آيد. اين احساس مي تواند خوشايند باشد (مثل عشق و خوشحالي) يا ناخوشايند باشد (مثل حسادت، تنفر و عصبانيت). نتيجه اين احساسات يکسري اعمال و رفتارهاي خاص مثل تجاوز يا قتل است. درنتيجه مي توان گفت که زندگي انسان تا حد زيادي تحت تاثير احساسات و عواطف او است.
د) اراده
در طول زندگي انسان با انتخاب هاي مختلفي رو به رو است. اين خود اوست که بايد در مورد رشته تحصيلي، شغل، همسر و از اين قبيل تصميم بگيرد. گاهي اوقات فرد مجبور مي شود بين دو هدف متضاد خود يکي را انتخاب کند. مثلاً وقتي يک دانش آموز بايد مقاله اي بنويسد، بايد بين نشستن در خانه و نوشتن مقاله يا بيرون رفتن و با دوستان وقت گذراندن يکي را انتخاب کند. انتخابهايي که فرد انجام مي دهد نشان مي دهد که چه چيز برايش اهميت بيشتري داشته است. اگر درس خواندن را انتخاب کند، و روي تصميم خود بايستد، يعني اراده بسيار قوي دارد.
افراد جنايت کار و مجرم معمولاً اراده هاي ضعيفي دارند. آنها خيلي زود توسط دوستانشان از مسير درست منحرف مي شوند و به کارهاي نادرست کشيده مي شوند. آنها کساني هستند که نمي توانند سر تصميمات خود ايستادگي کنند.
س) فکر و خرد
انسان با عقل و خرد خود، يا توانايي فکر کردن، استدلال کردن، بررسي کردن، تفکر کردن، و برنامه ريختن است که از حيوانات متمايز شده است. او به اين خاطر قادر به اين کارهاست که فکر و ذهني والاتر دارد که قادر به کنترل رفتارهاي او مي باشد.
افراديکه که عقلشان از حالت طبيعي بالاتر است گاهي اوقات با کارها و زندگي روزمره خسته مي شوند و ذهن و فکر برتر خود را در جهت جرم و جنايت استفاده مي کنند. در اين موارد، جرم و جنايات انجام شده بسيار خوب طرح ريزي شده اند و تکنيک هاي انجام آن آنقدر دقيق است که خيلي از آنها هيچوقت برملا نمي شوند.
اما تحقيقات نشان داده است که حدود 60 درصد از افرادي که مرتکب جرم و جنايت مي شوند، هوش پاييني دارند طوريکه حتي در دوران مدرسه مدام رفوزه مي شدند.
ايندسته از افراد نمي توانند شغل خوبي براي خود پيدا کنند و وقتي هم که پيدا مي کنند قادر به حفظ آن نيستند. اين مسئله منجر به بيکاري آنها شده و درنتيجه براي به دست آوردن پول مرتکب جرم مي شوند. جرم و جنايت هاي آنها معمولاً بدون برنامه درست و اجراي دقيق است. اين نوع جرم معمولاً سريعتر برملا مي شود.
برخي افراد دچار اختلالات ذهني ديگري مثل روان رنجوري يا جنون هستند. رفتارهاي آنان نشاندهنده انحراف روحي-رواني آنهاست و جرم و جناياتشان نيز دقيقاً نمونه بيماري روانيشان مي باشد.
ص) شخصيت
شخصيت بخش اخلاقي هويت فرد است که رفتارهاي فرد را تنظيم و تعديل مي کند. وقتي فردي نقص شخصيتي، مثل پرخاشگري، حيله گري، نابردباري، و بيرحمي داشته باشد، در زمانهاي ناراحتي انتخاب بين درست و غلط براي او دشوار مي شود و قادر نخواهد بود که خود را کنترل کند.
2) خودانگاره
خودانگاره يکي از مهمترين جنبه هاي زندگي انسان است: فرد بايد براي خود احترام قائل بوده و بهترين دوست خود باشد. خودانگاره يعني فرد خود را چطور مي بيند. اگر فرد باور داشته باشد که موجود بي ارزشي است يا جامعه توجهي ندارد که چه اتفاقي براي او مي افتد، اين رفتار و منش مي تواند منجر به ارتکاب به جرم و جنايت شود.
3) استرس
استرس مي تواند منجر به رفتارهاي غيرمنطقي و حتي جنايت شود. وقتي فردي تحت شرايط بسيار استرس زا کار مي کند، گاهي مجبور مي شود که به طريقي که براي جامعه قابل قبول نيست رفتار کند. استرس مشکل عمده اي در زندگي مدرن به شما مي رود که منجر به فروپاشي خانواده ها و رفتارهاي منحرف مي شود.
4) پرخاشگري
پرخاشگري و خشونت معمولاً در کنار هم اتفاق مي افتند. پرخاشگري رفتاري است که هدف آن از بين بردن کامل يا جزئي يک فرد يا شيء است. کلمه خشونت معمولاً براي توصيف رفتارهاي پرخاشگرايانه به کارمي رود.
5) افسردگي
افسردگي مي تواند يک اختلال روحي يا رواني تلقي شود. بيماري روحي يک بيماري ذهني شديد است که در آن فرد بينش خود را از دست مي دهد. افراديکه مبتلا به افسردگي روحي هستند ممکن است تصور کنند که همه گناهان دنيا متوجه آنهاست و باري براي اجتماع هستند.
در مورد افسردگي رواني، فرد بينش خود را از دست نمي دهد.
فردي که از افسردگي رنج مي برد ممکن است تصور کند که زندگي هيچ هدف و مقصودي ندارد، پس بهتر است که به سمت جرم و جنايت فرار کند.
6) انحرافات فکري
مهمترين انحرافات فکري جنون ها هستند که بيماريهاي ذهني بسيار حادي مي باشند، از آن جمله مي توان به پارانويا يا شيزوفرني اشاره کرد. اختلالات اعصاب نيز از جمله اين دسته هستند مثل اضطراب، وسواس، هيستري يا تشنج، و از اين قبيل.
7) اختلالات شخصيتي
جامعه ستيزي، اعتياد و انحرافات از جمله اختلالات شخصيي هستند. وقتي شخصيت فرد از هم پاشيده باشدف تمايل او به سمت جرم و جنايت بيشتر مي شود. بسياري از جنايات مهم توسط کساني انجام شده است که شخصيت آنها با اصول جامعه همخواني ندارد.
کلمات کليدي : مسائل عمومي،مشاوره،مشاوره و روانشناسي،روانشناسي،مد و مسائل عمومي،مد،روانشناسي جرم و جنايت،روانشناسي جرم و جنايت،deas
تعداد بازديد : 565
print




بازديدکنندگان گرامي توجه:

جهت ارسال مطلب و مشاهده بهتر مطالب ابتدا عضو شويد و يا در صورت عضو بودن وارد شويد
