لطیفه و جوک در این بخش

زیرشلواری


طرف با كُت و زیرشلواری تو خونشون نشسته بوده. ازش می‌پرسن: واسه چی تو خونه كت پوشیدی؟ میگه: آخه شاید مهمون بیاد! می‌پرسن: پس چرا دیگه زیرشلواری پوشیدی؟! میگه: خوب شاید هم نیاد.




فرقون


غضنفر دو تا بلوک سیمانی رو گذاشته بود رو دوشش و می‌برد بالای ساختمون. صاحب‌كارش بهش گفت: تو كه فرقون داری،‌ چرا اینا رو می‌گذاری رو كولت؟! غضنفر جواب داد: ‌اون دفعه با فرقون بردم، چرخش پشتمو اذیت می‌كنه.



وسطی


به یکی میگن: چند تا بچه داری؟ میگه: دوتا. میگن:كدومشون بزرگتره؟ میگه: وسطی!



دور کمر


یکی طناب بسته بود به کمرش، میگن: چرا این کارو می‌کنی؟ میگه: می‌خوام خودکشی کنم. میگن: خوب احمق ببند به گردنت. میگه: نه بابا بستم به گردنم، داشتم خفه می‌شدم.



نکته‌ی انحرافی


غضنفر از یک نفر می‌پرسه: اگر گفتی اون چه وسیله‌ای هست که توش باروت می‌ریزن، ماست هم می‌ریزن و شلیک می‌کنن؟ یارو پیش خودش گفت: «تفنگ که نمی‌تونه باشه. چون میگه ماست هم توش می‌ریزن!» جواب میده: نمی‌دونم. چیه؟ غضنفر میگه: تفنگ! یارو شاکی میشه و میگه: اهه! پس ماست این وسط چیکار می‌کنه؟ غضنفر میگه: نکته انحرافیش بود داداش!



فردوسی


از یه نفر می‌پرسن: اسم كوچیک فردوسی چیه؟ میگه:میدان!



در را ببند!


به طرف میگن: در رو ببند، هوای بیرون سرده. میگه: مثلاً من درو ببندم، هوای بیرون گرم میشه؟!



خواب شیرین


غضنفر با یه تهرانی و یه اصفهانی با هم میرن یه خربزه میخرن. میگن هر کی که امشب شیرین ترین خواب رو دید، اون خربزه رو بخوره. صبح که بیدار میشن تهرانیه میگه: من دیشب خواب دیدم تو مسابقه دو شرکت کردم و نفر اول شدم. اصفهانیه میگه: من خواب دیدم با تمام فامیل رفتیم یک جایی که همه جور خوراکی بود، مفت مفت! ما هم هی می‌خوردیم. می‌بینن غضنفر هیچی نمیگه. میگن: تو چی خواب دیدی؟ میگه: والله من هر کاری کردم خوابم نمی برد، ساعت 3 بلند شدم خربزه رو خوردم.



خفه!


به غضنفر ميگن اگه آب نبود چي مي شد؟ ميگه: شنا ياد نمي‌گرفتيم، در نتيجه همه خفه مي‌شديم.



مرده‌ی زنده


غضنفر قبرکن بوده، یه روز داشته یه مرده را خاک می‌کرده که یهو مرده زنده میشه و همه فرار می‌کنن. بعد از یکی دو دقیقه غضنفر داد میزنه: برگردید برگردید، نترسید، کشتمش.



فوتبال بانوان


دلیل پیشرفت نكردن فوتبال خانوم‌ها: 1- عمرا 11 تا خانوم توی زمین مث هم لباس بپوشن. 2- عمرا توی بازی بعدی هم همون لباسا رو دوباره بپوشن!

زبون مشهدی


یک فعل 5 منظوره در لهجه‌ی مشهدی:
1- موبوروم: من برم.
2- موبوروم: می‌برم (قیچی می‌کنم.)
3- موبوروم: می‌برم. (مثلا از اینجا می‌برم!)
4- موبوروم: من برنده میشم.
5- موبوروم: موی من بور است!


کلمات کليدي :