«تاثيرات اعتياد بر جامعه و خانواده»


بهايي که خانواده يک معتاد بايد بپردازند، بسيار ويرانگر است. اگر يکي از اعضاء خانواده در اين زمينه مشکل داشته باشد، همه اعضاي خانواده تحت تاثير قرار ميگيرند. اين مسئله يک مشکل خانوادگي محسوب مي شود چون بر استحکام، ثبات، وحدت و سلامت فکري و جسمي خانواده تاثير ميگذارد. بچه ها به خصوص بيشتر تحت تاثير اين مشکل قرار مي گيرند.
مطمئناً کسي يک شبه از يک فرد عادي به يک معتاد تبديل نمي شود. اين روند مراحل مختلفي دارد. به همراه اين پيشرفت اندوهناک، فاکتورهاي ديگري نيز وجود دارد که باعث آزار اعضاي خانواده مي شود. اين مراحل و فاکتورها عبارتند از:

• انکار  :   
اعتياد "بيماري انکار" ناميده مي شود، هم براي خود فرد و هم براي خانواده اش. مسائل غيرعادي تبديل به مسائل عادي مي شوند. مشکل معمولاً آنقدر بزرگ است که خانواده ياد مي گيرند وانمود کنند که اتفاقي نيفتاده است و طوري رفتار مي کنند که انگار هيچ مشکلي متوجه هيچيک از اعضاء خانواده نيست. اعضاي خانواده معمولاً در برخورد با اعتياد يکي از اعضاء وانمود مي کنند که، "مشکل آنقدرها هم بزرگ نيست."

• کار :   
اعضاء خانواده کاملاً جذب رفتار، اخلاق و فعاليت هاي فرد معتاد مي شوند به طوري که دنيايشان فقط حول او مي چرخد. اين مسئله تا حدي پيش مي رود که آنها کار و مسئوليت هاي سابق خود را کاملاً فراموش مي کنند. 

• ترس  :
به خاطر رفتارهاي غير قابل پيش بيني و دمدمي مزاجانه ي فرد معتاد، زندگي خانوادگي مملو از اضطراب و ترس مي شود. هيچ کس نمي داند بعداً چه اتفاقي خواهد افتاد اما بنا بر تجربه اي که دارند همه انتظار روي دادن مشکلي ديگر را ميکشند. و همين مسئله باعث ايجاد استرس، فشار، و ترس در خانواده ي فرد معتاد مي شود. 

• دروغگويي :
اعضاي خانواده معمولاً سعي دارند اين مشکل را که براي يکي از اعضاء اتفاق افتاده است، از بقيه مخفي کنند. آنها به بچه ها، فاميل و آشنايان، همسايه ها، طلبکارها، کارفرماها و حتي خودشان دروغ مي گويند.

• تقصير و گناه  :
اعضاي خانواده سعي مي کنند هرکدام خود را به نحوي براي اعتياد آن فرد مقصر و گناهکار بدانند و بهانه هاي مختلفي بياورند. آنها تصور مي کنند که اگر فلان کار را ميکردند يا فلان کار را نمي کردند، اعتياد او متوقف مي شد يا اصلاً ايجاد نمي شد. 

• تنهايي  :
گفتگوها و روابط خانوادگي عميقاً تحت تاثير قرار مي گيرد. اعضاي خانواده ديگر قادر نخواهند بود مثل سابق با هم حرف بزنند، به هم محبت کنند و ... آنها سريعاً ياد ميگيرند که، "اعتماد نکن، حرف نزن، احساس نداشته باش". حتي ديگر نمي توانند درمورد مشکل ايجاد شده با هم گفتگو کنند.

• انتقال وظايف  :
ساير اعضاي خانواده مجبور هستند که وظايف و مسئوليت هاي فرد معتاد را به عهده گيرند، مسئوليتهايي مثل، نقش پدري يا مادري، تعهدات مالي، و کارهاي خانه داري. در خانواده هايي که يکي از پدر يا مادر معتاد هستند، فرزند بزرگ خانواده معمولاً جور ان فرد معتاد را مي کشد.

• مشکلات جنسي  :
روابط جنسي به طور کلي در خانواده درهم شکسته مي شود. والدين ديگر حتي قادر به صحبت و گفتگو باهم نيستند چه برسد به اينکه باهم هم بستر شوند. بچه ها هم ديگر الگويي براي شکل دادن به روابط جنسي آينده خود ندارند.  

• عدم شرکت در مراسمات :
خانواده ديگر از قبول دعوتهاي آشنايان را براي مهمانيها و ساير مراسمهاي اجتماعي طفره مي روند. آنها از اين مي ترسند که فرد معتاد خانواده باز با رفتارهايش برايشان مشکل آفريني کند.

• تغيير عشق   :
اعضاي خانواده کم کم از کسي که قبلاً بسيار دوستش ميداشتند، متنفر شوند تغييرات شگرفي در احساسات خانواده پديد مي آيد که به خصوص براي بچه ها توام با احساس گناه خواهد بود

• خشم دروني  :
اعضاي خانواده سعي ميکنند اين مشکل غير قابل کنترل  (اعتياد آن عضو خانواده) را کنترل کنند. اما متاسفانه شکست ميخورند و به خاط اين شکست از خودشان و ديگران خشمگين ميشوند.

• نااميدي و خلاء معنوي  :
خشم، آسيب، و شکست هاي متوالي طي اين مدت باعث از بين بردن هرگونه اميد، ايمان، و وحدت شده است. اعتياد نيز مثل هر بيماري کشنده ي ديگر، همه ي جنبه هاي زندگي را نابود مي کند.

• ميل به مجازات  :
اعضاي خانواده تمايل زيادي براي مجازات کردن فرد معتاد پيدا مي کنند. آنها او را براي اينکه باعث آسيب رسيدن به آنها شده است، مقصر  و گناهکار مي دانند. معمولاً افراد آسيب ديده خود شروع به آسيب رساندن به ديگران مي کنند. 

• حس تاسف فردي :
همسران، والدين، و بچه هاي فرد معتاد، معمولاً براي خود احساس غم و اندوه مي کنند. اعضاي خانواده معمولاً به طور نادرستي تبديل به "مادر"، "فدايي" يا "مدير خانواده" مي شوند. آنها احساس مسئوليت کامل کرده و براي خود متاسفند.  

• بي اعتمادي همه گير  :
سالهاي متمادي شکسته شدن عهدها و بر هم پاشيده شدن روياها و آرزوها، باعث ايجاد بي اعتمادي عميقي براي خود و نسبت به ديگران خواهد شد. معمولاً همه ي آن چيزهايي که تصور ميشد براي ترک اعتياد فرد موثر باشد (مثل ماشين جديد، کار جديد، خانه جديد، و ...) شکست خورد.

• ناراحتي در برابر تغيير  :
وقتي اعضاي خانواده ياد مي گيرند که چطور دربرابر اين اعتياد مقاومت کنند و راه زندگي کردن خود را ادامه دهند، معمولاً قبول نمي کنند که خودشان هم در طي اين مشکل تاثير گرفته اند و بايد براي خود و بچه ها کمک بگيرند. 

• آموزش :
اعضاي خانواده بايد حقيقت اين بيماري، تاثير آن بر روي خودِ فرد معتاد، و تاثير آن بر روي خانواده را درک کنند. براي آگاهي يافتن درمورد اين مسائل تنها راه حل گروه هاي پشتيبان است که در هر اجتماعي مشغول به فعاليت هستند.

*****************
تهيه،جمع آوري و ويرايش شده توسط وبسايت دنياي علمي ، آموزشي و سرگرمي

شما مي توانيد از مطالب ديگر وبسايت كه مربوط به مشاوره و روانشناسي مي باشد استفاده نماوئيد.


کلمات کليدي : ،،،،،،،،