

»چگونه کارمندی
نمونه باشیم؟«

شايد
موضوع اين مقاله به نظر کمي نا آشنا باشد، اما از اهميت بسيار
زيادي برخوردار بوده و کارفرمايان براي آن ارزش بي شائبه اي قائل هستند.
متاسفانه افرادي هم پيدا مي شوند که از ارزش و اهميت يک کارمند خوب بي خبر
هستند و نمي دانند که چنين اشخاصي تا چه اندازه نادر و کمياب مي باشند.
آزادي
در سايه امنيت شغلي
يکي
از مقوله هاي ارزشمند، در حيطه کاري، امنيت شغلي است. اين امر هم براي
تامين کارمندان و هم براي زنده نگه داشتن حس وظيفه شناسي آنها از اهميت
بسيار زيادي برخوردار مي باشد؛ اما از سوي ديگر گاهي اوقات اتفاق مي افتد
که اين امر مهم در نظر کارفرما جايگاه ويژه خود را از دست مي دهد. در اين
مواقع چه کاري مي توان انجام داد؟ دو راه مختلف وجود دارد: يا کار خودتان
را خراب کنيد؛ يا به انجام وظيفه ابهام آميز آن هم در حيطه محدود کاري خود
اکتفا کنيد.
براي
اجراي روش دوم به عنوان مثال مي توانيد از موارد پيش پا افتاده زير شروع
کنيد: براي نرم افزارهاي شخصي خود که در شرکت استفاده مي کنيد، رمز عبور بگذاريد؛
سيستم شلوغي طراحي کنيد که فقط خودتان از آن سر در مي آوريد؛
و ارتباط با مشتريان را به طور اخص خودتان دنبال کنيد؛
البته
بايد در عين حال همواره در نظر داشته باشيد که تمام حقه هاي ذکر شده، تنها
براي مدت زمان کوتاهي قادر به اعمال قدرت مي باشند و پس از سپري شدن بازه
زماني معين، مجبور مي شويد که تمام رشته هاي خودتان را با دست خودتان تبديل
به پنبه کنيد! اما باز هم تصور من اين است که اگر روش دوم را انتخاب کنيد،
خيلي بهتر از اين است که از همان ابتدا تمام کارها را در جهت عکس انجام
دهيد. اگر به جايي رسيديد که کارفرما به شما گفت ديگر نيازي به سمت شغلي
شما در شرکت نيست، و يا با اينکه شما به "خوبي" از عهده همه کارها بر مي
آييد اما به دليل مسائل مالي مجبور به خداحافظي از شما هستيم، آنوقت است که
مي توانيد مراعات هيچ چيز را نکنيد و به سيم آخر بزنيد.
کارفرمايي
که ارزش يک کارمند ممتاز را نمي داند، همان بهتر که اطرافش را يک سري
کارگران متملق و چاپلوس پر کنند. اگر شما جزء آن دسته از کارمندهاي متمايز و
منحصر به فرد هستيد، اعتماد به نفس داشته باشيد و مطمئن باشيد که ارزشتان
خيلي بيشتر از اين هاست و قطعاً مي توانيد شغل بهتري، در شرکت معتبر تري،
پيدا کنيد. از سوي ديگر همواره بايد به اين نکته هم توجه داشته باشيد که با
روند رو به رشد تکنولوژي در قرن اخير، اين امکان وجود دارد که توانايي
هايي تان پس از گذشت چند سال منسوخ شوند. بايد فرد پويايي باشيد. مي توانم
پيشنهاد کنم که بهتر است مطالب جديد را براي خودتان در يک پرونده شخصي
کلاسه بندي کنيد.
در
کارها به ديگران کمک کنيد تا آنها نيز مشارکت خود را در کارهاي شما اعلام
کنند. شايد با خود تصور کنيد که اگر تمام زير و بم هاي کارتان را به
همقطارانتان آموزش دهيد، اين احتمال پيش آيد که شما را از کار بي کار کنند.
در همين جا بايد به شما توصيه کنم که نمي بايست ارزش خود را دست کم
بگيريد. هيچ گاه تصور نکنيد که شما را به خاطر اطلاعاتتان اخراج نمي کنند،
افراد بسيار زيادي هستند که ميتوانند کارها را خيلي بهتر از شما انجام
دهند، هميشه به اين قضيه فکر کنيد که دليل اخراج نشدنتان، در ارزش و اعتبار
شخصيتان نهفته است. اگر تمام کارهايتان را بر روي يک برنامه ريزي مشخص
انجام دهيد، روزي فرا مي رسد که رؤساي بالا مقام از راه ميرسند و تنها کسي
را که شايسته ترفيع رتبه مي بينند، شما هستيد.
بر
طبق آمارهاي اخير، به نظر مي رسد که مردم کشورهاي پيشرفته، با شکست هاي
شغلي بسيار زيادي مواجه شده اند که اگر ما به شخصه بخواهيم خودمان را جاي
آنها بگذاريم، متوجه خواهيم شد که اين امر تا چه حد متاثر کننده خواهد بود.
شايد بر طبق اين آمارهاي خيره کننده، انجام کارهايي که من در بالا به آنها
اشاره کردم، کمي خجالت آور باشد؛ يا اصلاً به طور کلي موقعيت افراد را به
خطر بيندازد. البته بايد در نظر داشت که برخي از کشور ها مانند آلمان و
فرانسه قوانين اکيد و صريحي به منظور منع اخراج هاي بي دليل طرح کرده اند.
اما متاسفانه وضعيت اجرايي اين قوانين در حاله اي از ابهام به سر مي برد.
نرخ بيکاري در اين دو کشور 10 % مي باشد؛ يعني دقيقاً دو برابر ميزان بي
کاري در امريکا. بنابراين به اين نتيجه مي رسيم که امنيت شغلي در گرو حقه
ها و قانون گذاري هاي افراطي براي عدم اخراج نيست، بلکه در ايجاد فضايي
سرشار از اعتماد و امنيت براي شخصيت، ارزش، و کارآيي افراد خلاصه مي شود.
پيروي از
قوانين
يکي
ديگر از جنبه هاي يک کارمند خوب، پيروي از قوانين از پيش تعيين شده شرکت مي
باشد. اگر قوانين شرکت با عقايد شما هم خواني نداشتند، يا مي توانيد خيلي
مؤدبانه و رسمي با آنها برخورد کنيد، و يا از آنها دنباله روي کرده ولي در
عين حال دنبال کار ديگري هم بگرديد. سعي کنيد هيچ گاه آشکارا، قوانين شرکت
را زير پا نگذاريد، چرا که با انجام اين کار، خود را در دردسر بزرگي
ميندازيد. محيط کار شما، فقط مکاني نيست که به واسطه آن امرار معاش مي
کنيد، بلکه يک محيط کاملاً اجتماعي است که داراي اصول بنيادين خاص خود مي
باشد.
مسئله
ي ديگري که در اين مواقع اهميت پيدا مي کند "چاي" است. بله؛ "چاي". من
خودم علاقه زيادي به چاي ندارم و کمتر اتفاق مي افتد که چاي بنوشم، اما اگر
همکارانتان به صرف چاي علاقه دارند و تمام مدت مشغول نوشيدن چاي هستند، چه
اشکالي دارد که زمانيکه به سراغ ظرف چاي مي رويد و مي بيند خالي است، آنرا
پر کرده و براي همه چاي درست کنيد. مطمئن باشيد که همقطارانتان از شما
ممنون خواهند شد.
نامرتب
نباشيد
ميز
خود را هميشه تميز و مرتب نگاه داريد و روي آن وسايلي را قرار دهيد که در
ذهنتان معاني خاصي را تداعي مي کنند. مي توانيد عکسي از خانواده و يا
دوستان خود را بر روي ميزتان بگذاريد. البته آنقدر عکس نگذاريد که ميزتان
تبديل به يک آلبوم خانوادگي شود. اگر روي ميز کارتان تميز و مرتب باشد،
نشان مي دهيد که خودتان نيز فرد سازمان يافته و منظمي هستيد. دفتر کار و يا
ميزتان يک بيلبورد تمام نما از شخصيت شغليتان است و به طور کامل نشان مي
دهد که چرا کارفرما "شما" را براي انجام چنين کاري استخدام نموده و به طور
ماهيانه به شما دستمزد مي دهد. رفتار و انضباط شما بايد ارزش شما را در نظر
کارفرما افزايش دهد. لوح تقدير، نشان افتخار، و گواهي نامه هاي مختلف نيز
در اين زمينه کمک شايان ذکري به شمار مي روند!
زود
بياييد و زود برويد
عادات
ساعتي شما نيز مي تواند از شما يک کارمند نمونه بسازند. سعي کنيد هميشه سر
و وضع مرتبي داشته باشيد، در زمان مقرر وارد دفتر بشويد، و در موقع معين
نيز آنجا را ترک نماييد. بهتر است صبح ها خودتان را پر انرژي نشان دهيد.
عده
اي تصور مي کنند اگر تا دير وقت بايستند و کار کنند، بازده بالاتري خواهند
داشت. اعتقاد ما اين است که همان 8 ساعت کار مفيد درطول روز کافي است؛ مي
توانيد بقيه اوقات خود را صرف خانواده کنيد. در هر صورت حق انتخاب با
شماست. به هر حال هر يک از گزينه هاي ذکر شده را که انتخاب مي کنيد، سعي
کنيد در کارهاي خود وقت شناس و ثابت قدم ظاهر شويد. اگر از شما بپرسند که
صبح زود آمدن را انتخاب ميکنيد يا بعد از ظهر تا دير وقت ماندن، کداميک را
انتخاب مي کنيد؟ من که طرفدار صبح هاي زود هستم. اگر صبح زود بياييد همه
متوجه مي شوند؛ اما اگر بعد از ظهرها تا ساعت 7 شب هم مشغول به کار باشيد،
کسي متوجه نمي شود، چون آنجا نيستند که شما را ببينند! از سوي ديگر صبح زود
آمدن اين مزيت را هم داراست که نشان مي دهد شما جلو تر از برنامه هستيد،
اما تا دير وقت ماندن، نشان دهنده اين مطلب است که از برنامه عقب هستيد؛
بنابراين صبح زود آمدن به منزله جلوگيري از آتش سوزي است، اما اگر تا
ديروقت در دفتر بمانيد، نشان دهنده اين است که با تمام تلاش خود قصد اتفاي
حريق را داريد. و....
نهايتاً
بايد به يک نکته کاملاً واضح اشاره کوتاهي داشته باشم: اگر مي خواهيد يک
کارمند نمونه باشيد، بايد يک انسان نمونه باشيد. خصوصياتي نظير: صبر و
شکيبايي، دقت، ادب، تواضع، و حس اعتماد را در خود پرورش دهيد. شرکت هاي
بزرگ و معتبر به خوبي مي دانند که چنين ارزش هايي را نمي توان در هيچ
دانشکده يا مدرسه اي آموزش ديد، بلکه پيش از آنکه مشغول به کار شويد، بايد
اين خصوصيات را در درون خود بارور سازيد. اين مشخصه ها را در کمتر کسي مي
توان پيدا کرد و درست همان معيار هايي هستند که به راحتي مي توانند از شما
يک کارمند ممتاز بسازند .
تهیه،جمع
آوری و ویرایش شده تتوسط وبسایت دنیای علمی ٰ آموزشی و سرگرمی
کلمات کليدي : مشاوره و روانشناسی،روشهای کسب موفقیت،کارمند نمونه،شرایط رسیدن به کارمندی نمونه،کارمندی نمونه بودن
تعداد بازديد : 54
print




بازديدکنندگان گرامي توجه:

جهت ارسال مطلب و مشاهده بهتر مطالب ابتدا عضو شويد و يا در صورت عضو بودن وارد شويد
