10قدم جهت انتخاب شغل

اين روزها انتخاب شغل از گذشته خيلي سخت تر شده است. اين مسئله سه دليل دارد: يکي اينکه امروزه شغل هاي خيلي بيشتري نسبت به گذشته وجود دارد، دوم اينکه تعريف شغل هاي مختلف تغييرپذيرتر هستند و آخر اينکه سطح توقع خيلي بالا رفته است. اکثر خانم ها و آقايون که امروز وارد بازار کار مي شوند، انتظار دارند که طي زندگي شغلي خود، سه بار يا بيشتر، شغلشان را تغيير دهند. در اين مقاله 10 قدم مهم را به شما معرفي مي کنيم که براي تغيير شغل بايد برداريد تا شغلي که انتخاب مي کنيد از هر جهت برايتان مفيد باشد.

**************

1. ارزيابي ارزش ها

چه چيز واقعاً برايتان اهميت دارد؟ چه چيز سر حوصله تان مي آورد؟ چه کاري را آنقدر دوست داريد که اگر برايش به شما دستمزد داده شود، احساس گناه مي کنيد؟ اين سوالات مي تواند به شما کمک کند يکي از مهمترين عناصر انتخاب شغل را پيدا کنيد، يعني ارزشها. ارزش هاي شما تکيه گاه احساسي کاري است که انجام مي دهيد. در شغل هايي که خوب نتيجه مي دهند معمولاً بين ارزش هاي شخصي فرد و کاري که انجام مي دهند، هماهنگي وجود دارد. جستجوي کارتان را با ارزيابي ارزشهايتان و نوشتن آنها با دقت و وضوح هرچه تمامتر، شروع کنيد.

2. تشخيص مهارت ها و استعداد ها

مهارت چيزي است که طريق انجام آن را ياد گرفته ايد. استعداد چيزي است که با آن به دنيا آمده ايد. درک تفاوت بين اين دو اهميت بسياري دارد. ممکن است در کاري مهارت داشته باشيد اما برايتان جالب نباشد. اما اين احتمال وجود دارد که اگر استعداد کاري را داريد، بين آن استعداد خاص و ارزشهايتان تطابق وجود داشته باشد. اين يعني شما از انجام کارهايي که در آن استعداد داريد بسيار بيشتر لذت مي بريد تا کارهايي که مهارت انجام آن را آموخته باشيد.

3.تعيين اولويت ها


همه ما اولويت هاي خاصي در زندگي خود داريم—در برخورد خود با ديگران، در طرز فکر خود و تصميم گيريهايمان، در ارجحيت دادن به مفاهيم در مقابل انسانها يا برعکس و ميزان راحتي خود با ابهامات زندگي. براي خيلي از افراد، اين اولويت ها در سطح ناخودآگاهشان عمل مي کند اما شديداً بر عملکرد ما با ديگران تاثير مي گذارد. شايد اين سوالها بتواند در فهم اين قضيه کمکتان کند: آيا خودتان را فردي شهودي مي دانيد؟ آيا رفت و آمدي هستيد يا دوست داريد بيشتر در خانه بمانيد؟ در رويارويي با تصميم گيريها، آيا به واقعيات تکيه مي کنيد يا احساساتتان؟ پاسخ شما به اين سوالات شما را به کاري که بايد انجام دهيد نزديک تر مي کند.

4. تجربه

هيچ جايگزيني براي تجربه وجود ندارد، هرچه بيشتر بهتر است. مي توان گفت تقريباً همه مشاغل از بيرون، متفاوت از درون آن به نظر مي رسند. اگر به تازگي وارد بازار کار شده ايد يا مي خواهيد شغلتان را تغيير دهيد، با افرادي صحبت کنيد که در آن شغل دست دارند. شغلي در آن زمينه يا صنعت براي خود پيدا کنيد و مطمئن باشيد هماني خواهد بود که هميشه ميخواستيد. و به هيچ وجه فقط به يک تجربه کاري تکيه نکنيد. تا آن جا که ميتوانيد در زمينه کاري خود، تجربه بيندوزيد. با تجربه خواهيد فهميد که کاري به دردتان مي خورد و با ارزش ها و اولويت هايتان جور است يا نه.

5. تخصص اندوزي


در اين دنياي مملو از اطلاعات تکنيکي، فشار زيادي براي تخصصي کردن علوم يعني بيشتر و بيشتر دانستن در مورد يک رشته محدود است. اين خطرناک است، چون اين احتمال وجود دارد که شديداً از رده خارج شويد.خيلي افراد کارشان را به اين علت از دست مي دهند که به تدريج ديدي کانوني نسبت به کس يا چيزي که هستند و توانايي هايشان پيدا مي کنند. بحث قديمي تخصص گرايي درمقابل کلي گرايي اين روزها نامي تازه گرفته است:  متخصص کلي گرا. يعني کسي که باوجود داشتن شماي کلي از کار، در زمينه هاي مختلفي از آن تخصص پيدا کرده است. اين روزها سواد به اين گفته مي شود. اينکه تا مي توانيد درمورد موضوعي که دوست داريد در زمينه کاريتان اطلاعات جمع کنيد و مقصد و هدف آن رشته را دنبال کنيد.

6. در اولين شغل، اول تجربه بعد پول

شايد با معدل خيلي بالا از دانشگاه فارغ التحصيل شده باشيد اما وقتي مي خوهيد وارد بازار کار شويد، اولويت ها حرف اول را مي زنند. يک راه خوب براي بالا بردن فرصتهاي شغلي خود اين است که از خودتان سوال کنيد: "کدام مقام امکان بيشتري برايم فراهم ميکند که در کارم بهترين باشم؟" و شايد آنکار هماني نباشد که حقوق دلخواهتان را به شما عرضه کند.

7. انتخاب شغلي که بتوانيد 110% به آن متعهد شويد


تعهد پايين و عملکرد متوسط اين روزها به هيچ وجه قابل قبول نيستند. مشکل اينجاست که ممکن است زماني پي به مفهوم اين جمله ببريد که ديگر از کار اخراج شده باشيد. پس چطور بايد خودتان را محافظت کنيد؟ اگر کاري را پيدا کنيد که بتوانيد 110% به آن متعهد شويد، هيچوقت با چنين مشکلي مواجه نخواهيد شد.

8. بنا کردن سبک زندگي براساس درآمدتان نه توقعاتتان

خيلي از شغلهايي که اين روزها به دنبال نيروي کار است، وعده مي دهد که طي دو سال حقوق ميليوني برايتان درست کند. مشکل اينجاست که خيي از تازه واردان به آن کارها با اين ايده وارد آن کار مي شوند و خرج و مخارجشان را هم با همان ايده انجام مي دهند. يک راه بهتر براي شروع اين است که درست از همان آغاز کار، سبک زندگيتان را طوري ساختار بندي کنيد که بتوانيد 10 درصد از حقوقتان را هر ماه کنار بگذاريد. پس انداز عاقلانه هميشه يکي از بهترين راه هاي پيشرفت بوده است.

9. گذاشتن 5 درصد از زمان، انرژي و پولتان براي پيشرفت شغلي

نمي توانيد منتظر کارفرمايتان بمانيد که لقمه را به دهانتان بگذارد. نکته اينجاست که نمي توانيد در اين زمينه به او اطمينان کنيد. کارفرمايان امروزي مي خواهند هر توماني که از جيبشان بيرون مي رود، با چند تومان جايگزين شود. آنها روي شما سرمايه گذاري مي کنند و وقتي بتوانند يک سود فوري و خوب يا نيرو و مهارتي خاص در شما ببينند، سريعاً دست به کار مي شوند. نکته اينجاست که نمي توانيد روي هيچکدام اينها حساب کنيد خودتان بايد دست به کار شويد و با تلاش زياد خودتان را جلو ببريد.

10. تمايل به ايجاد تغيير و تطابق

اگر مراحل قبلي که ذکر شد را مطالعه کنيد، جاي تاکيد بر روي هدف را خالي مي بينيد. دليل آن اين نيست که اهداف اهميت ندارند بلکه هدف شما معمولاً از همه آن عوامل ديگري که به آن اشاره شد، مثل ارزش ها، مهارت ها، استعدادها و ... ناشي مي شوند. و حتي اگر آنها را در دفترتان يادداشت کنيد يا روي آينه بنويسيد، باز هم نمي توانيد نياز به تغيير و انطباق و سازگاري با شرايط جديد، رشد خودتان و توسعه فرصت هايتان را بپوشانيد. تفاوت اينجا بين "جهت" و "برنامه" است. مورچه براي خود جهتي دارد اما برنامه ندارد. او مي داند که به مجا مي خواهد برود و براي رسيدن به آنجا از هيچ تلاشي فروگذار نمي کند. اما آن مورچه اين جهت را جايي ننوشته است فقط با اطمينان کامل مي داند که جهت اصلي او به آن سمت است و بايد به آنجا برسد. جهت شغلي دنياي امروز هم به همين منوال است.

************************موضوعات كلي بخش**************************


تهيه و جمع آوري شده توسط وبسايت دنياي علمي ، آموزشي و سرگرمي


کلمات کليدي : ،،،،