قضاوت شخصيت از روي چهره - چهره خواني


اگر زياد اهل فيلم نگاه کردن باشيد، حتماً به خوبي ميـدانـيد که اکـثر فيلم ها، جديداً يکنواخت شده اند و داراي پيش فرض هاي کـليشه اي کـم و بيـش يـکساني هستند. چهره هاي قهرمانان خـانم در اغـلـب فـيلم هاي دراماتيک غالباً خوش سيما و داراي وجهه دخترانه مي باشد. هنرپيشه هاي نقش اول نمايش هاي جـنـگي نـيز داراي صورت هـاي خشـن و ابــروهــاي درهم تنيده هستند.  
براي مثال مي توان راسل کرو در فيلم گلادياتور را در نظر گرفت؛ اگـر او از هـمـان آغاز کودکي با چهره اي لطيف و معصوم به دنيا آمده بود، آيا هرگز شانس بازي در اين فيلم را پيدا مي کرد؟ پروفسور "ديويد پرت" استاد دانشگاه "اندروز" پاسخ منفي به اين سوال مي دهد. او پژوهشي را بر روي سيماي افراد و تصور باطني ديگران از آنها در دست بررسي دارد.

او مطالعات خود را از 4 سال پيش شروع کرده و به هر چهره اي، نسبت به جذاب بودن او براي ديگران، يک رقم اختصاص مي دهد. يکي از نخستين نتايج اين بررسي به اين شرح بوده است که خانم ها در طول چرخه ماهيانه خود، درست در زمان باروري، صورت هاي مردانه و محکم را بيشتر مي پسندند. هر چقدر خط فک تقويت شود و ابروها به سمت پايين کشيده شوند، چهره فرد مردانه تر مي شود. از سوي ديگر هر چه صورت پهن تر شده و فاصله ميان چشم و ابرو افزايش پيدا کند، سيماي فرد، شکل زنانه به خود مي گيرد.    
تيم تحقيقاتي "پرت" به اين نتيجه دست يافتند که مجموعه خصوصياتي که در چهره فرد وجود داشته و جنسيت به او مي بخشند، از مهمترين عواملي هستند که ميتوانند ذهنيت ديگران را نسبت به او شکل دهند. به نظر مي رسد که افراد با شخصيت هاي مختلف، داراي خصوصيات متفاوتي نيز هستند و اين امر در زنان و مردان نيز متغير ميباشد.

5 فاکتور اصلي

براي اينکه "پرت" بتواند فرضيه خود را آزمايش کند، از يکي از چهارچوب هاي قابل قبول در سطح دنيا کمک گرفت. تست شخصيت: 5 مدل مختلف: 
برونگرا - مهربان، خونگرم، پر حرف، اجتماعي
وجدانگرا - محتاط، سخت کوش، وظيفه شناس 
سازگار - بخشنده، دلسوز، خونگرم، صميمي، آماده براي کسب تجربه هاي جديد، خلاق، مستقل
رنجور خو - عصبي، ناآرام، نگران

با استفاده از اين اطلاعات، آنها چند گروه ديگر از جمله: نيمه برونگرا و يا به شدت برونگرا را نيز به دسته بندي فوق افزودند و با استفاده از دانش کامپيوتر 15 چهره متفاوت بازسازي نمودند که در هر کدام از آنها برخي از خصوصيات تقويت شده بود و برخي ديگر خنثي شده بودند. سپس آنها از اين تصاوير مرکب، براي نسبت دادن هر چهره اي به يک زيرگروم خاص کمک گرفتند.

دکتر "توني ليتل" متخصص ادراک در تيم "اندروز" معتقد است: " امري که ميان چهرههاي برون گرا و درون گرا تفاوت ايجاد مي کند، طرز لبخند زدن است." در حقيقت هميشه چهره محافظه کارانه افراد برونگرا آنها را از سايرين جدا مي کند، اين در حالي است که افراد برون گرا همواره يک نيشخند نامحسوس بر لب دارند.

جنگ تن به تن

اما اصلاً دليل چهره شناسي چيست؟ دکتر "ليتل" به اين پرسش پاسخ مي دهد: اين امر نقش مهمي را براي شناخت بهتر پيشينيان و تفاوت هاي فيزيکي آنها با نسل حاضر در اختيارمان قرار مي دهد؛ به عنوان مثال همه ما زمانيکه احساس مي کنيم داراي دشمني هستيم که از هر لحاظ نسبت به او برتري داريم، به جنگ با او تن ميدهيم. اما زمانيکه احساس کنيم طرف مقابل نسبت به ما داراي مزيت هايي است، خوب بالطبع ترجيح ميدهيم در جنگي که نهايتاً شکست را براي ما به همراه دارد، شرکت نکنيم. راز بقا بر پايه فرضيه سير تکاملي انسان ها استوار است، بنابراين پيشنيان بايد به خوبي مي فهميدند که چه زمان مي توانند اقدام به جنگ کرده و چه زمان بايد از انجام چنين کاري خودداري کنند و پا به فرار بگذارند.
چهره هاي موافق و سازگار هميشه به موفقيت هاي اجتماعي دست پيدا مي کنند. افرادي که در طرف مثبت قطب سازگاري قرار دارند، انسان هايي دلسوز، مفيد و قابل اعتماد هستند. کساني که در طرف منفي اين قطب قرار دارند اکثراً ظنين، بدگمان، غرغرو، و عيبجو بوده و هيچ تمايلي به شرکت در فعاليت هاي گروهي ندارند. در تحقيقات "پرت" ثابت شد که پيوند محکمي ميان خصوصيت اخلاقي "سازگاري" و ظرافت زنانه وجود دارد.
"پرت" به شخصه اظهار مي دارد: "چهره هاي زنانه - چه خانم و چه آقا - براي مردم سازگارتر است. دليل اين امر آن است که کلاً خانم ها به عنوان انسان هاي مهربان و رئوف شناخته مي شوند. هر چه چهره ها مردانه تر شود، سازگاري خود را براي ديگران از دست مي دهد."          بنابراين آقايوني که داراي برخي ويژگي هاي زنانه در صورت خود هستند، نسبت به ساير مردها سازگار تر به نظر مي رسند، و خانم هايي که داراي چهره هاي جذاب زنانه هستند، نسبت به خانم هايي که در چهره خود خصوصيات مردانه دارند، بيشتر مورد پذيرش قرار مي گيرند.

البته پذيرش اين مفروضات در فرهنگ هاي مختلف کاملاً متفاوت است؛ اما تيم تحقيقاتي "پرت" بر روي کليه انسانها و سير تکاملي اقوام گذشته در منطقه هاي مختلف جغرافيايي کار مي کند. شايد در گذشته با استفاده از پيش فرض هايي که چهره يک فرد مي توانست به شما بدهد، به راحتي متوجه مي شديد که چگونه بايد با او رفتار کنيد. در جنگ ها هم اين مطلب به افراد کمک مي کرد که دريابند آيا مي توانند پشت حريف خود را به خاک بمالند و يا خير.
اما با توجه به تمام موارد ذکر شذه و ارتباط ميان خصوصيات چهره و رفتار افراد، نبايد فراموش کرد که شخصيت و طرز برخورد افراد ريشه در مسائل بيولوژيک دارد.

پسرها پسر باقي مي مانند


پيش فرض هايي که در مورد موافقت و سازگاري افراد در مبحث بالا ذکر شد، دقيقاً بازتاب حرکات مردانه اي است که نشات گرفته از ترشح هورموني به نام تستسترون در بدن آنها است. چندين پژوهش متفاوت در اين زمينه انجام شده که همگي حاکي از اين امر هستند که تستسترون در مردان سبب مي شد که آنها به ايجاد برخورد و درگيري با ديگران تمايل بيشتري از خود نشان دهند و ماهيت ضد اجتماعي داشته باشند.

پروفسور "دن الويس" و تيم همراهش تحقيقي را در مورد تاثير تستسترون بر روي رفتار پسرهاي جوان در دانشگاه "برگن" نوروژ انجام دادند. آنها در نهايت تعجب به اين نتيجه رسيدند که ميزان بالاي تستسترون به هيچ وجه سبب بروز پرخاشگري و افزايش حس تعارض گرايي در نوجوانان پسر نيست.
بلکه پسرهاي جواني که نسبت به هم سن و سال هاي خودشان از تستسترون بالاتري برخوردار هستند، قدري تحريک پذير تر بوده و ناسازگاري بيشتري از خود نشان مي دهند. از ديگر پي آمد هاي اين قضيه مي توان به برافروختگي نسبت به کوچک ترين تحريک هاي بيروني و جواب منفي به کسي که از آنها انتقاد مي کند، اشاره کرد.
در تحقيقي که پروفسور "الن بوت" به همراه دکتر "جيمز دب" بر روي پرسنل نيرو هوايي امريکا انجام دادند به اين نتيجه رسيدند که احتمال ازدواج مردهايي که ميزان تستسترون آنها از حد نرمال بالاتر است، 50% کمتر از سايرين مي باشد. به عبارت ديگران ميزان بالاي تستسترون سبب ميشود که ناسازگاري افراد افزايش پيدا کرده و نتوانند به راحتي در کنار فرد ديگري زندگي کنند. لازم به ذکر است که بروز چهره مردانه در گرو ميزان تستسترون موجود در بدن افراد است.

آقايوني که رفتار درستي ندارند 

در اينجا مي بايست اشاره کرد که به هيچ وجه نمي توان از تسترون به عنوان بهانه اي براي توجيه بدخلقي و رفتار ناشايست افراد استفاده کرد. به نظر مي رسد که تستسترون تنها بر روي افرادي که به شخصه داراي زمينه ذهني فعالي در اين مورد هستند، تاثير گذار واقع مي شود.
هماطور که پيشتر نيز به آن اشاره شد، به نظر مي رسد که ميزان بالاي تستسترون مي تواند در فعاليت اجتماعي افراد مؤثر بوده و آنها را از جمع گريزان کند. اين امر به خصوص در نوجوانان نياز به بررسي هاي بيشتري دارد چرا که بر روي فعاليت هاي کلاسي و گروهي آنها تاثير منفي مي گذارد. البته ثابت نشده که ميزان بالاي تستسترون بر روي تمرکز و توجه افرا تاثير مي گذارد. در طي بررسي هايي که بر روي گروههاي اجتماعي - اقتصادي کم در آمد جامعه انجام شد - با توجه به ميزان تستسترون -  اين نتيجه بدست آمد که نه تنها اين افراد بي توجه نسيتند، بلکه به خوبي در ميان تمام قشرهاي ديگر جامعه پراکنده شده اند. 
خصوصيات زنانه و مردانه بر روي برونگرايي افراد نيز تاثير مي گذارند. اما بر خلاف موارد ديگر در اين مورد به نظر مي رسد که به جاي يک  رابطه متضاد، رابطه اي کاملاً همسان ميان اعمال و هورمورنهاي زنانه و مردانه وجود دارد.

در آزمايشي که پروفسور "وارنر مارتين هرمن" در دانشگاه برلين انجام داد، به اين نتيجه رسيد که استروژن موجود در بدن بانوان سبب مي شود که آنها در تست شخصيت مربوط به برونگرايي نمرات بالاتري را کسب کنند. تحقيقات ديگر نيز حاکي از اين امر هستند که تستسترون سبب ايجاد برونگرايي در مردان مي شود و موجب مي شود که تسلط بيشتري بر روي موقعيت هاي اجتماعي از خود نشان دهند.

يک مقدار بيشتر

"پرت" يکسري شواهد مقدماتي در مورد اين مطلب که چهره هاي مردانه خيلي برونگرايانه تر از انواع زنانه خود به نظر مي رسند، بدست آورده است. باز هم مي توان به اين نتيجه رسيد که هورمون هاي زنانه و مردانه در اين قسمت هم مانند ساير مسائل ديگر، نقش مهمي را ايفا مي کنند. 
اساس بيولوژيک خصيصه روان رنجور خويي تاکنون به طور کامل مشخص نشده است؛ اما به طور متوسط مي توان گفت که خانم ها در برگه پرسشنامه رنجور خويي، امتياز بالاتري نسبت به آقايون بدست مي آورند. بر اين اساس "پرت" معتقد است که هر چقدر چهره ها زنانه تر شوند، ميزان عصبيت و رنجور بودن آنها نيز افزايش پيدا مي کند.

برداشت اول مهم است

مشخص نيست که مردانگي و زنانگي صورت ها چه تاثيري مي تواند بر روي محافظه کاري و يا وجدانگرايي افراد اشته باشد. البته چهره هاي مردانه اغلب به عنوان سيماهاي غير قابل اعتماد و ناپايدار معرفي مي شوند، و کمتر مردي را مي بينيم که صورت او به عنوان چهره اي وظيفه شناس، معتبر، و قابل اعتماد، مورد پذيرش عامه مردم قرار بگيرد.
البته همانطور که از قديم الايام گفته اند: "هيچ گاه نبايد يک کتاب را از روي جلدش قضاوت کرد." اما هر چقدر بيشتر بدانيم، بهتر مي توانيم در زندگي روزمره از اين حيله هاي قديمي به نفع خود سود بريم و در عين حال از سير تکاملي گذشتگان خود نيز مطلع خواهيم شد. به نظر مي رسد که چيزي را که تاجرين در زندگي امروز خود به کار مي گيرند، اجداد ما خيلي پيشتر مي دانستند: برداشت اول مهم است .


کلمات کليدي : ،،،،،،،