نحوه بدست آوردن نظم و انضباط فردي


سال جديد زمان مناسبي است براي ايجاد تغيير و تحول در زندگي؛ ولي عموماً کليه تصميمات و برنامه ريزي هاي جديد تا آخر فروردين به دست فراموشي سپرده مي شوند. اگر اين اتفاق به طور پياپي براي شما رخ داده است، بايد بدانيد که مبتلا به سندرم بي ارادگي هستيد. با بدبيني و بي توجهي به اهداف خود نگاه مي کنيد و همين امر باعث مي شود که نتوانيد آنها را عملي سازيد. در تلاطم ديدگاه "ما اينجوري هستيم، چون اينطوري آفريده شده ايم" گير مي کنيد، در يک چرخه ي بي توجهي گير مي افتيد و انرژي خود را هدر مي دهيد. با نگاه دقيقتر به اين قضيه متوجه مي شويم که اگر داراي ديسيپلين فردي باشيم و کليه تصميمات خود را عملي کنيم، مي توانيد به اهداف خود برسيم.

اما انضباط فردي چيست؟

انضباط فردي به کدهاي اخلاقي باز مي گردد که فرد براي خود تجويز مي کند. وي با اتکا به اين کدهاي اخلاقي مي تواند براي انجام يک کار در جهان و يا براي گسترش و بکارگيري يک الگوي خاص رفتاري تحت هر شرايطي اقدام کند. به عنوان مثال اگر من تصميم بگيرم که 5 کيلو وزنم را کم کنم و اين کار را در يک بازه ي زماني 3 ماهه انجام دهم، مطمئناً نيازمند انضباط فردي هستم. از سوي ديگر زمانيکه تصميم مي گيرم از قانون طلايي: "همانطور که دوست داري ديگران با تو رفتار کنند خودت هم با آنها همانطور رفتار کن" پيروي کنم، آنوقت خودم را مقرر کرده ام که يک رفتار تاييد شده را در خصوصيات اخلاقي خود بگنجانم.
مي توان اظهار داشت که انضباط فردي يک کد رفتاري است که فرد براي خود معين مي کند و از آن تحت هر شرايطي پيروي مي کند تا به هدف خاصي که در ذهن دارد برسد.  

خلق هدف 

هدف عبارت است از خواست و اراده قوي براي رسيدن به مطلوبي خاص که با انجام اعمال آگاهانه براي دستيابي به نتيجه همراه است. پافشاري براي رسيدن به هدفي خاص مبين ميزان اهميت آن هدف است. در مثالي که ذکر شد هدف شما اين است که 5 کيلو طي 3 ماه کم کنيد. براي اينکه اين ميل دروني را به يک هدف تبديل کنيد بايد اشتياق زيادي نسبت به آن داشته باشيد. اشتياق چگونه بوجود مي آيد؟ خودتان را مجسم کنيد که به هدف مورد نظر رسيده ايد، همه احساسات خوب و مثبتي که از اين موفقيت به شما دست مي دهد را در ذهن خود بازآفريني کنيد. زمانيکه چنين تصويري در ذهن خودآگاه شما خلق شد، ذهن و جسم بر روي آن مسئله پافشاري مي کنند. همچنين با استفاده از جملات تاکيدي مثبت اشتياق خود را افزايش دهيد: "من، اسم خودتان را بگوييد، با وزن فعلي 70 کيلو تا 30 خرداد 1388 به 65 کيلو مي رسم. به اين خاطر که مي خواهم سالم باشم، زيبا و جذاب به نظر برسم و زندگي پرباري داشته باشم". 

برقراري ارتباط ميان عوامل مختلف

براي رسيدن به انضباط فردي بايد ميان کليه ي فاکتورهاي دخيل در رساندن شما به نتيجه ارتباط برقرار کنيد. به عنوان مثال براي کاهش وزن، ايجاد ارتباط يعني برقراري ارتباط ميان رژيم، مواد غذايي مصرفي، ورزش، لذت آني، ميل و رغبت، درد گرسنگي و لذت رسيدن به نتيجه. زمانيکه اين اتصال ميان عوامل مختلف اين امر ايجاد شد، آنوقت مي توانيم تصميم بگيريم که چه عواملي در اين ميان مي توانند به ما کمک کنند و چه عواملي مانع راه و مسدود کننده مسير ما هستند.
بنابراين بايد ليستي از بايد ها و نبايدها تهيه کرده و روي آن کار کنيد. عوامل مثبت و منفي هميشه بايد در يک خط تعادل قرار داشته باشند تا ما بتوانيم به هدف خود دست پيدا کنيم.

برنامه ريزي

برنامه متشکل از کارهايي است که بايد به طور روزانه براي رسيدن به اهداف خود انجام دهيم. بايد از همان جايي که هستيم شروع کنيم. براي کاهش وزن، ورزش کردن يکي از مواردي است که بايد اجرا کنيم. برنامه ورزشي ما بستگي به شکل و فرم فعلي بدنمان دارد. اگر اصولاً ورزش نکرده ايم و بعد يکمرتبه تصميم بگيريم که روزي 1 ساعت در باشگاه تمرين هاي سنگين داشته باشيم، چيزي نخواهد گذشت که از اين برنامه خسته مي شويم و قادر به ادامه دادن نخواهيم بود. براي تنظيم يک برنامه فردي مفيد ما بايد ابتدا نگاه درستي از وضعيت جسماني فعلي خود داشته باشيم. اين برنامه بايد از کم شروع شود و به مرور زمان و در طول 3 ماه شديدتر شود. هر روز بايد يک حرکت جديد به ورزش ها اضافه شود تا پس از 3 ماه بدن به حد مطلوب خود برسد. 

برنامه هر کس با ديگري متفاوت بوده و مربوط به خودش مي باشد. برنامه ريزي شايد کار دشواري نباشد اما مسئله اي که در اين زمينه از اهميت بالايي برخوردار مي باشد تعهد به اجراي برنامه است. اگر برنامه سخت و اجراي آن قدري دشوار باشد، نهايتاً منجر به انصراف از اجراي آن مي شود. به همين دليل کاملاً منطقي است که گاهي برنامه ها را تعديل کرده و تغييراتي در آن ايجاد نماييد و وقتي به آن عادت کرديد کم کم خودتان را به هدفي که در ذهن داريد نزديک کنيد. براي برنامه ريزي بايد اطلاعات کافي داشته باشيم بنابراين بد نيست حتما يک مربي، راهنما، و يا مشاور داشته باشيم تا هميشه در مسير درست باقي بمانيم.

تمرين و ممارست

بدون اينکه به هدف فکر کنيد، کارهايي را که در ذهن داريد براي خود به عنوان نمونه تمريني انجام دهيد. اهداف افراد موقتي هستند و به همين دليل چسبيدن به يک هدف سبب ايجاد نوعي محدوديت مي شود. زمانيکه ذهن شما بر روي هدفي خاص تاکيد مي کند مطمئن باشيد که مراحل رسيدن به هدف سير طبيعي خود را طي مي کنند و ديگر دليلي وجود ندارد که به آنها بچسبيد. در اين شرايط تمرين بر روي موارد ديگر سبب مي شود انضباط فردي شما به عنوان يک خصوصيت اخلاقي به تعقيب اهداف ديگر بپردازد. آنچنان که انسانها هم به صورت خودآگاه و هم ناخودآگاه همواره به دنبال لذت بوده و از درد و رنج گريزان هستند يک نيروي دروني آنها را نسبت به تعقيب اهدافشان ترغيب مي کند. بنابراين نمي توان هيچ شروع و يا پاياني براي تلاش به منظور رسيدن به اهداف قائل شد و بايد دانست که تمرين و ممارست يکي از مهمترين قسمت هاي انضباط فردي محسوب مي شوند.
تمرين و ممارست بايد از يک روند آهسته و پيوسته برخوردار باشد. اين امر نيازمند حمايت، حرارت، غيرت، تعصب، ذوق، و اشتياق مي باشد. زمانيکه شما يک چنين صفاتي را در حين تمرين از خود نشان بدهيد، آنوقت روند کارتان خود به خود مداوم، ثابت و پايدار مي شود. زمانيکه اين مسئله در وجود شما تحکيم پيدا کند و به صورت يک عادت دربيايد، تمرين و ممارست تبديل به يک روند طبيعي در زندگي مي شود. اينجاست که تلاش و کوشش زحمت زيادي محسوب نمي شوند اين امر در زندگي تان جاودانه مي شود.  

زمانيکه پس از يک بازه زماني معين تمرين ها در وجود شما به شکل يک عادت در آمدند، تمرکز و توجه کامل شما همراه با اشتياق و ميل رغبت دروني روي اهدافتان معطوف مي شود، و بخودي خود به صورت يک نتيجه ي دروني خو را آشکار مي سازند. ديگر لازم نيست که هر روز تلاش و تقلا کنيد و از نيروي اراده خود کمک بگيريد و در جستجوي انگيزه و ساير انشعابات احساسي باشيد. حلقه فيزيک بدني شما شبيه به نوعي اعتياد عمل مي کند که پس از يک مدت تکرار آن کار را به صورت طبيعي انجام مي دهد و شما را بدون زحمت به سمت اهدافتان هدايت مي نمايد.

جشن گرفتن

جشن گرفتي عملي براي ابراز شادي و تقدير و تشکر است و سبب دروني سازي موفقيت ها مي شود. کسانيکه موفقيت هاي خود را جشن نمي گيرند، نگاه خشکي نسبت به زندگي دارند و احساس مي کنند که هر بار سخت تر و شديدتر بايد خودشان را به سوي اهدافشان هل بدهند. بدون وجود شادي، هيجان، و لذت تنها خاطره کار و تلاش سخت در ذهن باقي مي ماند، چيزي که باعث مي شود انگيزه شما از ميان برود.
جشن گرفتن مي تواند عملي معنادار باشد. همچنين مي توانيد آنرا با تقسيم احساسات خوب با دوستان، همکاران، و نزديکان و عزيزان همراه کنيد. يادداشت برداري از خاطرات خوب و نوشتن در مورد موفقيت ها و تشکر فردي از خودتان هم از اهميت بالايي برخوردار است. يادداشت برداري و خاطره نويسي موفقيت هايتان را ثبت مي کند و هر بار خواندن آنها انرژي تازه اي به شما مي دهد. 

برنامه روزانه براي دستيابي به ديسيپلين فردي

*زمان بيدار شدن از خواب
*فعاليت هاي زمان بيداري
*فعاليت بدني، تمرکز روي تنفس و مديتيشن
*تشکر، تصديق، و تائيد

*خلق آرزوي روز
*فعاليت هاي روزانه حداقل يکي
*فعاليتي به منظور نزديکتر کردن شما به اهدافتان
*گذراندن وقتي در کنار خانواده و کسانيکه دوستشان مي داريد

*مطالعه
*وقت آزاد 
*گزارش وقايع روزانه
*قدرداني و سپاس

انجام يک چنين برنامه اي مانند آنچه در بالا به آن اشاره کرديم آن هم به صورت روزانه و تکرار مکرر آن سبب ايجاد انضباط فردي مي شود که ما را به منشاء خود وصل کرده و سبب مي شود که به اهدافمان برسيم، هميشه از زندگي راضي و خوشنود باشيم و شادي و خوشي را به زندگي خود و اطرافيانمان وارد کنيم. براي تجربه اين کار بايد آن را امتحان کنيد. موفق باشيد!!


کلمات کليدي : ،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،